خاتمی را برای تعقیباتش بخواهیم
مجددا برای یافتن مرهم این گزیدگی دست درهمان سوراخ قدیمی
میکنیم
ملک ایران زمین ملک نقاب هاست .همان نقاب معروفی که سیاوش
قمیشی
به راستی آن را به ترانه ای زیبا تبدیل کرد
اینجا هر کسی که 4 عدد کتاب مطالعه کرده و سیگاری پف سومین
حرکتش
برداشتن نقاب پرزرق و برق روشنفکری و چسباندن آن به صورت خود
است
فرق روشنفکر با قشر عادی جامعه در اینده نگری و جلوتر از زمان
خود
حرکت کردن رو شنفکر است یعنی انچه دیگران در آینه نمی
بینند روشنفکر
باید در خشت خام ببیند
ولیکن در ایران اگر پای صحبت روشنفکر مآبان بنشینید می بینید
همان دیدگاه
و جهان بینی دارند که پدر بزرگ های ما با ادبیاتی متفاوت بیان
میدارند
روشنفکر در حرکت خود به سمت هدفی که برای جامعه و کشور مفید
تشخیص
داده زود خسته نمی شود و خود مهیج جامعه به سوی آن اهداف است
ولیکن در ایران چون انسان ها یک شبه روشنفکر می شوند و بدین
سبب تعداد
روشنفکران از انسان های عادی بیشتر است روشنفکران در راه
رسیدن به هدف
زودتر از بقیه خسته شده و سریعا راه میان بر را به همراه
تعداد مناسبی فحش سیاسی
برای عوام!!تجویز میکنند این مقدمه را گفتم تا از خوانندگان
محترم مقاله خواهش کنم
برای چند لحظه این نقاب روشنفکری را از صورت خود برداریم و
کمی عوامانه
موضوعی رابررسی کنیم!!!
بیش از این مقدمه چینی نمی کنم مسئله مورد بحث اصلاحات در
کشور عزیزمان
ایران است
قبل از هرچیز باید گفت که همه ی ما موافقیم که اصلاحات جامعه
نسبت به اصلاح
سیاسی اولی تر است و این با خواست های سیاسی تغییر یک
شبه در ساختار سیاسی
منافات دارد
متاسفانه بیشتر ما در ته فکر خود به دنبال تغییرات گسترده
سیاسی در حکومت هستیم
در صورتی که یک بار از این سوراخ گزیده شدیم و دلیل دلبستن
مجدد به این سوراخ
کمی عجیب به نظر می اید
صحبت کردن در مورد اصلاحات اجتماعی خود مقالات و مباحث بسیاری
را
می طلبد که اگر عمری باشد در اینده به ان خواهیم پرداخت ولیکن
یکی از زمینه ساز
ها که در واقع با اصلاحات اجتماعی در تعامل است اصلاح سیاسیت
که باید به موازات
اصلاحات اجتماعی و به تدریج انجام پذیرد
شرایط سیاسی کنونی کشور شرایط پیچیده ای شده
کشور بعد از به قدرت رسیدن اقای احمدی نزاد در عرصه های مختلف
در دستان
سپاهیان ونظامیان با چالش های بسیاری روبرو شده که هر ایرانی
وطن دوستی را
با نگرانی های فراوان همراه میکند
تقریبا شما عرصه ای را از اقتصاد گرفته تا فرهنگ نمی یابید که
دولت نهم در آن
ورود کرده باشد و انجا به خراباتی تبدیل نشده باشد
من در مقالات قبلی انتقادات بسیاری را نسبت به آقای خاتمی
مطرح کرده بودم که
هنوز هم بر آن انتقاد ها مصمم هستم وآقای خاتمی را در
راهی که به نیکی وبا
شجاعت آغاز کرد ولی اشتباهات زیاد به بن بست رسانید مقصر می
دانم ولی باید
اعتراف کرد که وضع کشور ما در زمان ایشان اصلا قابل
مقایسه با وضعیت
فعلی نیست
ما تا بحال اینقدر در عرصه ی بین المللی ضعیف و منزوی نبودیم
وضع اقتصاد گرچه همیشه در ایران بد بوده ولیکن در 8 سال ریاست
خاتمی بسیار
زندگی راحت تر از امروز بود
وضع فرهنگ و هنری که امروز در دستان سپاهیان اداره می شود هم
دیگر نیازی
به تعریف ندارد
امسال اخرین سال ریاست جمهوری آقای احمدی نزاد است و تقریبا
از 5, 6 ماه آینده
مباحثات وجریانات انتخابات ریاست جمهوری در کشور گرم می شود
من فکر می کنم در شرایط حاضر تنها راه کمک به ایران اصلاحات
تدریجی باشد
خاتمی گرچه پراشتباه بوده و مطمئنا خواهد بود ولی بازگشت تاج
زاده ها و ابطحی ها
و آرمین ها به سطح اول حکومت تنها از همین طریق ممکن است
دلبستن به تحریم در حالتی که دیدیم چگونه آب در اسیاب ریختن
اقتدار گرایان است
چیزی جزضربه زدن به کشور در بر ندارد
خاتمی گرچه از نظام است ولی قرائتی از آن دارد که برای رشد و
پیشرفت کشور و
کمی نفس کشیدن در ان مناسب تر است
باید دست از سوراخ انقلاب برداریم
